#الهه_شرقی_پارت_699

مادر بي آنكه جوابي بدهد به طرف آشپرخانه رفت و پدر به سوي او آمد و روي اولين صندلي نشاندش و بعد پرسيد

:

- زخمت جديه؟



-

نه همون چند تا بخيه.

- مثل اينكه زير پانسمانت كبود شده. دورش زرده. استخونت كه...


romangram.com | @romangram_com