#الهه_شرقی_پارت_693
الان باز مي كنم. صبر كنيد مادر جون.
و در همان حال به سوي آشپزخانه رفت، اما مادر دستش را كشيد و گفت
:
- اون لكه ها خونه؟
كيميا پاسخي نداد. مادر نزديكش شد و گفت:
- يا امام غريب! چه بلايي سر خودت آوردي؟
romangram.com | @romangram_com