#الهه_شرقی_پارت_679

- بله، اما...

- اما چي؟ خواهش مي كنم بگو.

- پدر و برادرم معتقدند كه تو به درد من نميخوري. اونا اصرار دارند كه من به ايران برگردم.

- نه... خداي من! نه، تو... تو بايد برگردي؟

- منم براي همين دارم مي جنگم و عذاب ميكشم.



رابين كمي به كيميا نزديك شد و گفت:


romangram.com | @romangram_com