#الهه_شرقی_پارت_675

رابين به توصيه كيميا را به كار برد و ماشين به حركت درآمد و در همان حال پرسيد:

- كدوم سمت؟

- چپ. فعلاً برو بالا تا بهت بگم.



رابين در سكوت همچنان مي راند و چهره اش هر لحظه غمگين تر مي شد. بالاخره كيميا سكوت را شكست و گفت:

- راستي حالت خوبه؟

رابين با تأسف سري تكان داد و چيزي نگفت. كيميا كه كاملاً علت ناراحتي او را درك كرده بود با لبخند گفت:


romangram.com | @romangram_com