#الهه_شرقی_پارت_610
- كي منو صدا كرد؟
كيميا به طرف صدا برگشت و رابين را درست پشت نيمكت ديد و با خنده گفت:
- سلام. تو اينجا چه كار مي كني؟
- داشتم رد مي شدم يه نفر منو صدا كرد اومدم ببينم چي مي گه.
الين ضربه اي روي دست رابين زد و گفت:
- من بودم. داشتم ازت تعريف مي كردم.
- شنيدم، "رابين بيچاره" من فكر نمي كردم تو اينقدر خوب منو درك كرده باشي.
romangram.com | @romangram_com