#الهه_شرقی_پارت_576

كيميا با عصبانيت پاسخ داد:

- لطفاً دوباره شروع نكن الين.

و الين در حالي كه با صداي بلند مي خنديد گفت:

- خيلي خب، بهتره عصباني نشي. من واقعاً منظور بدي نداشتم.

بعد رو به ديويد كرد و ادامه داد:

- تو نمي خواي منو تا خوابگاه همراهي كني؟

ديويد لحظه اي با تعجب نگاهش كرد و گفت:


romangram.com | @romangram_com