#الهه_شرقی_پارت_547
كيميا به سوي رابين چرخيد و سكوت كرد. رابين لبخندي زد و گفت:
- چيه؟ اتفاقي افتاده عروسك قشنگم؟
كيميا با ترديد پرسيد:
- رابين تو كه در انتخاب لباس...
قبل از آن كه جمله اش را تمام كند، رابين با خنده گفت:
- به من اطمينان كن عزيزم، ولي اگه باز هم فكر كردي سليقه من مناسب فرشته پاكي مثل تو نيست صدام كن، در غير اينصورت تا زماني كه كاملاً حاضر نشدي منو صدا نكن.
- باشه.
romangram.com | @romangram_com