#الهه_شرقی_پارت_544
- حتماً، ولي به شرط اينكه قول بدي زياد منو تو خيابونا سرگردون نكني.
رابين لحظه اي به آن دو نگاه كرد و گفت:
- از اونجا كه كيميا بناست زحمت خيلي از كارهاي مهموني منو بكشه، منم براي اينكه تلافي كرده باشم، قول مي دم براي شب جشن، يه دست لباس مناسب براش تهيه كنم. به شرط اينكه دختر خوبي باشه و تا قبل از اون شب در مورد لباس اصلاً ازم سؤال نكنه.
كيميا با تعجب به رابين نگاه كرد و گفت:
- اما اين عادلانه نيست. من بايد بدونم قراره چه نقشي رو بازي كنم؟
به جاي رابين، الين پاسخ داد:
- اتفاقاً هم عادلانه است و هم خيلي خوب.
romangram.com | @romangram_com