#الهه_شرقی_پارت_460

رابين مشتاقانه از جا جست و گفت:

- همين كه خودت اومدي كافيه.

- باور كنم كه اينقدر منتظرم بودي؟

رابين با بي قيدي شانه بالا انداخت و پاسخي نداد و كيميا را مجبور كرد كه باز هم گوينده باشد:

- تهران همه بهت سلام رسوندن.

رابين گويا اصلاً جمله كيميا را نشنيده بود. به جاي آن كه پاسخ او را بدهد، پرسيد:

- تهران خبر خاصي نبود؟


romangram.com | @romangram_com