#الهه_شرقی_پارت_345

- اين ديگه به تو ارتباطي نداره.

- گوش كن خانم كوچولو بهت كه گفتم ميخواي همين الان ببرمت مچ رابين رو بگيري؟

كيميا چند لحظه اي با تنفر به مايكل نگاه كرد و بعد گفت:

- يه كار خصوصي با رابين دارم.

- اينو كه مطمئنم.

سوء تعبير مايكل كيميا را عصباني تر ساخت و او اين بار با حالتي عصبي گفت:

- آقاي محترم! من يه كار خونوادگي و شخصي با رابين دارم.


romangram.com | @romangram_com