#الهه_شرقی_پارت_318

- سهم شما رو من مي شورم قبوله؟... بريم؟

بچه ها خنديدند و رابين بي آنكه حرف ديگري بزند رهسپار رستوران ماكسيم شد. با توجه به ترافيك شديد سال نو تقريباً زماني طولاني در راه سپري شد، پس از آن آنها وارد رستوران مجلل ماكسيم شدند. وقتي كه صورت غذاها روي ميز قرار گرفت، رابين گفت:

- حالا كه بناست ظرفها رو بشوريم پس هر چي دوست داريد سفارش بديد. ما كه نمي خوايم پولي پرداخت كنيم.

كيميا نگاهي به صورت غذا و ليست غذاهاي دريايي گران قيمت رستوران كرد و گفت:

- اينجا انواع و اقسام ماهي و ميگو و صدف رو نوشته ولي حالا كه نمي خوام پول بدم من ترجيح مي دم يه نهنگ بخورم.

همه خنديدند و رابين گفت:

- شما كه نمي خواي ظرف بشوري، پس بايد هم نهنگ بخوري.


romangram.com | @romangram_com