#الهه_شرقی_پارت_276
- آره ولي فقط يك بار.
رابين لبخندي زد و دوباره پرسيد:
- نمي خوام فضولي كنم ولي خيلي دلم ميخواد بدونم چرا متاركه كردي؟
كيميا در حالي كه تمام تلاشش را به كار مي برد تا حالتي كاملاً عادي داشته باشد گفت:
- خب به خاطر اين كه بهم گفت ديگه دوستم نداره... يعني از اول هم دوستم نداشته.
- خب تو چي گفتي؟
romangram.com | @romangram_com