#الهه_شرقی_پارت_249
چند لحظه بعد الين يكي از مجلل ترين رستورانها را انتخاب كرد و كيميا را به دنبال خود به داخل كشيد. كيميا نگاهي به دور و برش كرد و گفت:
- نخير. مثل اينكه راستي راستي گنج پيدا كردي.
الين خنده اي كرد و روي يك ميز چهار نفره در نقطهاي خلوتتر از رستوران نشست. كيميا با تعجب به او نگاه كرد و گفت:
- مگه كارت رزرو رو روي ميز نمي بيني؟
الين با آرنج به پهلوي كيميا زد و گفت:
romangram.com | @romangram_com