#الهه_شرقی_پارت_239
كيميا در اتاقش را بست و همراه الين به راه افتاد. به محض ورود نگاهي به دور و برش كرد و به الين گفت:
- تو واقعاً دختر نامرتبي هستي. تو اين اتاق چه خبره؟
الين لبخندي زد و پاسخ داد:
- باور كن كه منم اگه مثل تو حوصله داشتم كه تو يه اتاق تك و تنها بشينم، حتماً مرتبش مي كدم. ولي راستش من اصلاً حوصله ي تو اتاق حبس شدن رو ندارم.
كيميا لبخندي زد و پاسخ داد:
romangram.com | @romangram_com