#الهه_شرقی_پارت_176
- نشنيدي هميلتون؟ خانم بايد با منزل پدرشون تماس بگيرن.
سگ پارسي كرد. رابين دستش را در جيب باراني فرو برد و گوشي تلفن همراهش را بيرون كشيد و گفت:
- هميلتون مي گه از همين جا تماس بگيرين.
كيميا كمي به طرف سگ خم شد و گفت:
- خب ظاهراً اين اسم پر آب و تاب به عقل و شعورت مي خوره.
سگ پوزه اش را پايين آورد و با صدايي آرام پاسخ كيميا را داد. رابين دوباره گوشي را به طرف كيميا گرفت و در حالي كه به اريكا نگاه مي كرد گفت:
- يه كار ضروري... مي فهمي كه؟
romangram.com | @romangram_com