#الهه_شرقی_پارت_146
- نه، بچه ها يه جاي ديگه رو براي اين كار در نظر گرفتن. اونا دوست دارن راحت باشن.
كيميا كه قصد شركت در جشن را نداشت، بيتفاوت شانه هايش را بالا انداخت و گفت:
- مگه اينجا راحت نيستند؟
الين لبخند پر شيطنتي زد و پاسخ داد:
- خب نه كاملاً.
كيميا سري تكان داد و زمزمه كرد:
- خيلي خب، هر قبرستوني كه دلشون مي خواد جشن بگيرن.
romangram.com | @romangram_com