#احساس_من_پارت_147

- سلام

- سلام شما هم اینجایید؟

- بله با اجازتون

آرسان و سامیار از هم جدا شدن . مختصر سلام احوالپرسی با آرسان کردم بعد از اون همگی روی مبل های جلوی میز سامیار نشستیم.

- راستی مبارک باشه تینا جون .

تینا با لبخندی ملایم دستی روی شکمش کشید :

- خیلی ممنون

- دختره یا پسر ؟

آرسان با خنده گفت :

-والا می گن احتمالا هردوش .

- یعنی دوقلو هستن؟

تینا با خنده سرشو به معنای آره تکون داد .

سامیار:خب به سلامتی انشالا.

آرسان: راستش غرض از مزاحمت ... آقای احتشام یکی از دلایلی که امروز مزاحمتون شدیم اینه که موفقیت های روز افزونتونو تبریک بگیم.

سامیار : مرسی ممنون راستش من همه موفقیت هامو مدیون غزاله هستم .

تینا : جدا؟

-نه بابا ،آقای احتشام دیگه دارن زیادی بزرگش می کنن .

آقای احتشام... خاک بر سرم خراب کردم که ..

romangram.com | @romangram_com