#احساس_آرام_پارت_78

_آفرین دختر گلم خوب کاری می کنید. بريد ب أمان خدا.

تا رسیدن به مقصد کلی با هم شوخی کردند و خندیدند . مقابل منزل عمو هر دو از ماشین پیاده شدند و شروین زنگ را به صدا درآورد. چند لحظه ي بعد طنين گرم فرهاد پاسخگو شد:

_کیه؟

شروین صدایش را تغییر داد و گفت:

_منزل آقای فرهادی؟

با این حرف شروین،شیرین متوجه شد شروین قصد شوخی با فرهاد را دارد .بنابراین ساکت ماند و آرام خندید.

فرهاد در جواب شروین گفت :

_بله بفرمایید؟

شروین دوباره با همان صدا پرسید:


romangram.com | @romangram_com