#دوست_دارم_تو_چی_پارت_141
-بده.
فلش و داد و بعد از بیرون کردن از اتاق . فلش و زدم به تلویزیون و رو تخت نشستم و با
لذت به شیطنتاش نگاه کردم.....
با تموم شدن کلیپ چند دقیقه ای هدیه. دستی کشیدم رو صورتم و خیسی رو صورتم و پاک
کردم.در اتاق زده شد و مهراد اومد تو. از جام بلندشدم. و به قیافش نگاهی انداختم. چشماش
تو گودی رفته بود. به سمتش رفتم. و سرم و انداختم پایین.
-شرمندم.
مهراد دستش و گذاشت رو شونم و لبخند تلخی زد
مهراد: توباورت میشه؟ هدیه نیست؟ زندگی و بدون اون تصور میکردی!
سرم و به چپ و راست تکون دادم و گفتم:
-زوو بود بخوایم به نبودن هم فکر کنیم.
مهراد: من میرم پایین توام بیا.
سرم و تکون دادم از اتاق رفت بیرون به سمت در رفتم که دربازشد و سها اومد. نگاهی به
ظاهرش انداختم مانتو سبز و شال مشکی و شلوار مشکی. پوزخندی زدم.
سها: خوبی عزیزم؟
دستام و مشت کردم و دندونامو روی هم ساییدم. بعد از اون پیامش به پلیس گفتم اما زیر بار
نرفت.
-گمشو برو اونطرف.
بدون اینکه کوچیک ترین تماسی باهاش بکنم از اتاق اومدم بیرون. یاداون روزافتادم. بعداز
زنگ زدن به پلیس و گرفتن سها. و نشون دادن پیامش. گفت فقط حال منو میخواست بپرسه.
ولی.. ولی شبش چرا اونجوری درباره هدیه حرف زد؟ مگه کسیم جز این از هدیه من بدش
میومد.؟ برگشتم و دستگیره در اتاقم و گرفتم که صدای از تو اتاقم اومد.
سها: باز چته زنگ زدی؟ مگه پولتو ندادم بهت؟
طرف:......
سها: سپهرتحمل کن من تا چندروز دیگه میام پیشت.
از در فاصله گرفتم و از پله ها اومدم پایین. یعنی کس دیگه ای رو دوست داره؟ اگه دوست
داره چرا این پول بهش میده! حالم گنده. ولی با خبرم از اطرافم این سها هنوزم رفتاراش
romangram.com | @romangram_com