#دنیای_راز_مینا_پارت_247
-میتونیم با این برگردیم.
-جدی؟
-اره؛ اما هنوز کاملش نکردم.
-بیا کاملش کنیم.
تیکههای شکسته رو توی دستم گرفتم. باید با قسمت بعدی شکستهی آینه تطبیقش میدادم. چندتای اولی باهاش جور نمیشد؛ همینجور که تیکهها رو پیدا میکردم گفتم:
-احیانا تو رو هم اریس اینجا نفرستاده؟
-درسته اریس فرستاده.
-چرا؟
آهی کشید و گفت:
-نتونستم آرزوش رو برآورده کنم.
همچین سمتش برگشتم که آینه شکسته دستم رو برید. بیتوجه به دست بریدم گفتم:
-چی؟!
متعجب نگاهم کرد که گفتم:
- یه بار دیگه بگو!
romangram.com | @romangram_com