#دنیای_راز_مینا_پارت_226
-میخوام برم پیشش.
-نمیتونی.
با حرص نگاهش کردم که گفت:
-نزدیکش شی حالش بدتر میشه!
حرصم رو در آورده بود؛ واسه اینکه حرصش بدم گفتم:
-آزمایش رو معشوقهات چهطور پیش میره؟!
-یادم نمیاد بهت اجازه داده باشم راجع به این موضوع حرفی بزنی.
لبخند دندون نمایی زدم و گفتم:
-خودت که میدونی من چیزی یادم نیست.
قشنگ معلوم بود داره حرص میخوره. لبخندم از حرص خوردنش کنار نمیرفت و گفتم:
-دیگه چه اتفاقاتی افتاده؟
-دوتا شمع دیگه باید روشن کنیم. شمع بعدی مثل قبل روشن میشه؛ اما شمع اخر با برآورده شدن آرزو روشن نمیشه!
-پس چهطور روشن میشه؟
romangram.com | @romangram_com