#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_301

+ایول بابا من همسن تو بودم دنبال این بودم ک چجوری سوار موتور شم بابام نفهمه.حالا تو ماشین زیر پاته!هعی هعی روزگار.
ـ کمتر زر بزن اراد بردار ببرش میخوام برم خوابم میاد
+اوووو چشم مادمازل.
در ماشینو باز کرد و تو یه حرکت اوارو مثل پرکاه بلند کرد رو دستاش.
ـ خو منم برم دیگه بابای👋
+نمیای بالا؟
ـ نه مرسی
+به سلامت مواظب خودت باش ساحل
ـ چشم
+اروم برون
ـ باشــــــــــــــه
+خدافظ
ـ خدافظ.
سوار شدمو گازشو گرفتم تا خونه. درو با ریموت باز کردمو سریع خودمو ب اتاقم رسوندمو پریدم تو تاق و خوابم برد💤💤

romangram.com | @romangram_com