#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_197
-بروبیرون تا بیام
+نه هستم
-به درکـــــ باش
سریع دراوردمو رفتیم بیرون.پولشم حساب کردیمو رفتیم پیش بچه ها.بعد ازخوردن یه بستنی و رسوندن بچه هارفتم به طرف خونه
*****************
جلواینه ایستادم.لباسی که خریدم تنمه.یه کفشه پاشنه ۱۰ سانت قرمزم پوشیدمو با لاک دستم ست کردم.موهامو جلوشو پوش دادمو بقیشم دورم.یکم از جلوموهامو هم ریختم توی صورتم.ارایش ملیحی روی صورتمه.سایه طوسی ومشکی.یه رژگونه حجم دهنده.یه رژ قرمـــــــزم زدم به لبام.کیف کتابی مشکی،رژ،گوشیم،پالتوم ویه شال مشکی که روش کارشده هستو برمیدارم واز اتاق میرم بیرون.قرار شد بچه ها بیان دنبالم.صدای برخورد کفشام با پله ها توکل خونه میپیچه.با احتیاط از پله ها اومدم پایین.توسالن روی مبل نشسته بود.خیلی عجیبه.این اولین بار بعد از اون روز کذاییه که توخونس.باصدای کفشم برگشت سمتم.بلند شدو دست به سینه نگام کرد.
+جایی تشریف میبری؟؟
-پارتی
+با این قیافه؟
دوبارههه شروع کرد🙄🙄🙄
-مگه قیافم چشه؟؟
+الان نشونت میدم
باز داشت میومد جلو.باز من داشتم میرفتم عقب.اینقدر اومد که من دیگه چسبیده بودم به دیوار ولی اون هنوز میومد جلو.نگاش روی اجزای صورتم میچرخید.رسید بهم.دستاشو گذاشت دوطرف صورتم
+پاکش کن
romangram.com | @romangram_com