#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_136
باسرعت توخیابونا میروند واز بین ماشینا لایی میکشید.نمیدونم این همه عجله واسه چیه؟اگه عاشق هم بودیم میگفتم بی طاقته تا زودتر من مال اون شم ولی حالاکه عشقی نیست دلیل این همه سررعت......نمیدونم.رسیدیم به اتلیه اومدو کمکم کردپیاده شم.اتلیه توطبقه چهارم یه ساختمون بود.رفتیم داخل اسانسور.بزووووور تواسانسورجاشدیمااا!من بااین لباسم جای ۴،۵ نفرومیگیرم.اووووفـــــــــ تواسانسور سنگینی نگاشو حس میکردم.ولی سرمو بالا نیاوردم.میترسیدم.میترسیدم دوباره توچشاش غرق شمو زمان ومکانو یادم بره!رسیدیم به طبقه چهارم.یه خانوم جوون دروبازکرد وباخوش رویی ازمون استقبال کرد.منوبه یه اتاق راهنمایی کرد تاشنلو دربیارم.شنلو دراوردم نمیدونم عکس العمل ارتین بعداز دیدن من چیجوریه!خداکنه دادوبیداد راه نندازه.اصن به من چه منکه نخریدم.اتریسا خریده.یه نفس عمییق کشیدم وازاتاق اومدم بیرون.داشت بایکی ازخانوما صحبت میکرد.راجب ژستا.منوهنوز ندیده بود.خانومه گفت:خوب عروسم خانومم اومد.من میرم دوربینو اماده کنم.
چشمش خوردبهم.ازپایین لباسم تافرق سرموقشنگ نگاه کرد.روی شونه هاودستای لختم بیشترمکث کرد.اومدجلوم ایستاد
+این لباسو ازکجا اوردی الناز؟
-خییلی معذرت میخوام.وقتی بهت گفتم بیابریم لباس بخریم نمیای!نتیجش میشه این
+الناز واسه من بلبل زبونی نکن.از کجا؟؟
-اتریسا واسم اورده.درجریان نیستی؟
+اتری اورده؟؟
-بله
+قرارنبود همچین چیزی بیاره!
-حالاکه اورده.انتظارنداری که بی لباس باشم؟
دیگه چیزی نگفت.معلووومه ارتین خااان حرف حق تلخهههه عزیزم!خانومه اومدوکلی ژشت بهمون دادکه بعضیاشون افتضاااح بود.کلی خجالت کشیدم.ارتینم معلوم بود کلافس!چون راه میرفت نفسای عمیق میکشیدودستشو توموهاش فرومیکرد!بالاخره تموم شد.قراربود چندتا عکسوقبل شب اماده کنه ببره واسه اتاق خواب.هــــــــهه!!اصن خودبه خود خندم میگیره!هعـــــــے.اماده شدمو همراه ارتین رفتیم باغ.باغ فوق العاده شلوغ بود.ارتین دوسه تابوغ زدتا دروباز کنن.باماشین رفت توباغ.هنوز ازماشین پیاده شدم صدای اهنگ دی جی توباغ پیچید:
اومد ازراه عروس خانوم/ ببین قدوبالاشو/اون نازو اداشو/قرمزی رنگ لباشو/
اویسا باجیــغ اومدطرفمودستمو کشید بردوسط پیست رقص.بابا تازه ازراه رسیدم بزار عرقم خشک شه بعدشروع کن اخه دخترخوووووب.اووووف دستمو گرفت ومجبورم کردباهاش برقصم.همه دخترای فامیل ماوفامیل ارتین اینااومدنو دورم حلقه زدن.من واویسا هم وسط.اتریسا پیش ارتین بدبخت بود.اخی بچم.بیخــے!به رقصم بااویسا ادامه دادم.شنلمو درنیاورده بودم.فقط کلاشوانداخته بودم پشتم.
صدای تیک تیک پاهاش توشهرمون پیچیدت/مث عروس امشب تاحالا هیچکی ندیده/چشام بانی چشمات آی عروس خانوم/چه رنگی داره موهات آی عروس خانوم/ببین توآسمونا ماه دنبالته/بیفته زیرپاهات آی عروس خانوم....
romangram.com | @romangram_com