#دنیای_عسلی_رنگ_من_پارت_124
هیچی نگفتم وراه افتادم سمت پله ها
+کجـــــــــــا؟؟؟؟
-خو اخه الاغ مگه نمیبینی دارم میرم بالا.کلاس داااارممممم بااجازتون دارم میرم حاضرشم
بعدم رفتم.پسره خرگااوو...ریدتواعصاب ارومم.سریع حاضرشدمو کولمم برداشتمو رفتم پایین.بیتوجه بهش رفتن طرف در.حوصله رانندگی نداشتم بایدبا متروبرم.صداشو شنیدم که میگفت صبرکن برسونمت.دستمو واسش توهوا به معنی بروبابا تکون دادم.دستموگذاشتم روی قفل درتا بازش کنم ولی اون دست دیگم کشیده شدوچسبیدم به در.کمرم محکم خورد به قفل در.نامربیشعور همچین چسبوندم به درکمرم دوتیکه شد.ازدردش یه جییغ کشیدم.سرشو برد زیرگوشموگفت:
+چیشد دردت گرفت؟بهت گفته بودم رواعصابم راه نرووو
-ولم کن اشغاال کمرموو داغوون کردی
+تقصیرخودت بود.زبون ادمیزاد که حالیت نیست باید اینجوری باهات رفتارکنم
دروواکردو به طرف ماشینش رفت منو هل که هیچ پرتم کرد توماشین.دردکمرم داشت دیونم میکرد.احمق اومدسوارشدو رفت به طرف یونی.هیچ حرفی نزدم.نزدیک دانشگاه بود که گفتم
-همینجا پیاده میشم.نگه دار
+چرا؟میترسی ابروت بره؟؟
جیغ کشیدم-اره نمیخوام ابروم برت.نمیخوام همه بفهمن که من چه گهی خوردم والان مث چی توش گیرکردم.گفتممممم پیادم کننننننن
یه ترمز وحشتناک کشیدسریع ازماشین پیاده شدمو تمام حرصمو سردر خالی کردمو درو باتمام توانم بستم.گفتم الان پیاده میشه سرم داد میزنه ولی ازصداد جیغ لاستیکای خوشگلش فهمیدم که رفته.اخـییششششش
کمرم وحشتناک دردمیکرد.رفتم توکلاسو پیش بچه هانشستم.کلاس که تموم شد خواستم ازروی صندلی پیاده شم که علاوه برکمرم زیرشکمم تیرکشید.صورتم ازدرد جمع شد.لبمومحکم گاز گرفتم تاصدای جیغم بلندنشه.مهری متوجه من شدواومد طرفم
+الناز خوبی؟
romangram.com | @romangram_com