#دختر_فوتبالیست_پارت_247
نسيم-خدارو شکر ازش رد شدم...يکم به فکر خودت باش شيرين ترشيده
من-مرگ چقدر گفتي ترشيده
نسيم-خب واقعيته ديگه کچل
بعد از کلي کل کل با نسيم باهاش خدافظي کردم.چقدر نسيم و بهنوش رو دوست داشتم.اگر اينا رو نداشتم فکر کنم خيلي تنها ميبودم.
بعد از اينکه تلفنام تموم شد درجا شماره ي کوهيار افتاد رو گوشيم.
يا جد بزرگوار اين بشر از رو نميره ؟!
من-بلـــه
کوهيار-سلام
من-سلام بفرماييد
کوهيار-زنگ زدم تا بگم امشب تولد بابامه و تو رستوران قراره جشن رو برگزار کنيم.بابا خواست تا شمارو هم دعوت کنم
اون شما گفتنت تو حلقم ژيگول
من-چون پدرتون خواستن چشم حرفي نيست حتما ميام
romangram.com | @romangram_com