#دختر_فوتبالیست_پارت_134
ماشين هم بايد براش بخرم
وکلي شرط ديگه هم گذاشتن.
نياز گفت اگه اينا رو قبول کني ميتوني با خانوادت بياي
اما من نميتونستم اينا رو قبول کنم.چون همه ي اينا يعني اينکه نياز از اول منو به خاطر پولام دوست داشته
ديشب خيلي راجعش فکر کردم و اخرم به اين نتيجه رسيدم نياز اوني نيست که من ميخوام
حرفاش که تموم شد ماشين رو يه گوشه پارک کرد و از پنجره به بيرون زل زد
نميدونم چرا همه ي اين حرفا رو به من زده.
اما اين مهم نبود.مهم اينه که کوهيار الان ضربه ي بزرگي خورده و من بايد کمکش کنم.از رفتاراش با نياز متوجه اين موضوع شده بودم که خيلي دوسش داره.براي همين الان درکش ميکردم
اينکه بفهمي يه نفر تو رو به خاطر امکاناتت دوست داره خيلي سخته.مخصوصا اگه طرف رو خيلي دوس داشته باشي
دستم رو گذاشتم رو شانش و اروم گفتم:فکر نميکردم نياز همچين ادمي باشه.خيلي دختر خوبي به نظر ميرسيد.خيلي متاسفم.حالا ميخواي پيکار کني باهاش؟
کوهيار-فراموشش ميکنم.اما نميدونم چجوري باهاش بهم بزنم
فکري کردم و گفتم:من تمام سعيم رو ميکنم تا کمکت بکنم......
romangram.com | @romangram_com