#دختر_فوتبالیست_پارت_118
من-خب برو صداش کن منکه جلوت رو نگرفتم
دستي اومد رو شونم و گفت:خانم
مثه جنيا پريدم از جام.اب دهنم رو قورت دادم و شالم رو شل تر کردم.برگشتم سمته صدا
يا قاضي الحاجات اين ديگه کيه؟
اول از همه چشمم خورد به سيبيلاي کلفتش که داشت به سمت بالا ميرفت.تيريپ قرن بوق.
بعدش به دماغ گندش.از همه ي اونا بدتر چشمم به چشاش افتاد
نه بابا اينکه باباش بود.
مثه اينايي که از ارتکاب جرم برگشتن نگام ميکردم
اونم مشکوک نگام کرد و گفت:چيزي شده؟
من-....نه.....
چشمم خورد به کوهيار که توي ماشين نشسته بود و از خنده اين ور و اونور ميرفت.اي خدا لعنتت کنه
من-شما باباي نيازيد؟
اون-بله.کاري داشتيد؟
romangram.com | @romangram_com