#دختر_بوکسور_پارت_97

همه ی چیزایی رو که بهم میگفت رو قبول داشتم تا حالا بهشون فکر نکرده بودم ..حتی فکرشم نمیکردم که این همه ایراد بنی اسرائیلی داشته باشم

آرتا _ واسه امروز کافیه ..قهوتم سرد شده ..دیگه نمیشه خوردش واسه نهار چی میخوری تا سفارش بدم

مگه ساعت چند بود ..اوه اوه 2 بعد از ظهر

_ یعنی اینهمه ما حرف زدیم

آرتا _ بله البته یه ساعتی هم هست که شما تو فکری ؟

وا این درگیری داره با خودش چرا یه بار میشم شما یه با تو /

_ آها . نه خودم یه چیزی درست میکنم

با تعجب نگام کرد

آرتا _ تو ..تو درست میکنی مگه بلدی ؟

وا این منو چی فرض کرده بوقلمون ..باباته بیتربیت وای به حالت اگه فکر کنی من بوقلمونم

_ خب آره مشکلش چیه

آرتا _ مشکلش اینه که من هنوز جوونم

_ چه ربطی داشت ؟

آرتا _ ترجربه میگه اگه سفارش غذا بدیم بهتره


romangram.com | @romangram_com