#دختر_بوکسور_پارت_105

آرتا _ بهتره اون رژم پاک کنی .( قبل از اینکه چیزی بگم دستشو به نشونه ی اختار گرفت سمتم ) فکر تفره رفتن نباش وگرنه مجبورم به

روش خودم پاکش کنم . که فکر نکنم اونطوری بخای ..

پشتشو کرد بهم و به سمت پله ها رفت ..همونطور که میرفت بالا بدون اینکه برگرده با صدای بلند و عصبانی اون دهن گشادشو باز کرد

آرتا _تا من میام اون رژ و پاک میکنی ..مجبورم نکن کاریو که نه تو میخوای و نه من انجام بدم ..اونم فقط واسه خاطر لجبازیای خانم و اگه

بیام و ببینم که نیستی من میدونم و تو فهمییییدییییی ؟

فهمیدیه آخرشو اینقدر با عصبانیت گفت که قیضه روح شدم رفت . ای خدا آخه چرا من همیشه باید گیر آدمای روانی بیفتم ؟ اینم که از

بس وحشیه دو کلمه نمیشه باهاش حرف زد ..ااهه

_ باشه

با صورتی آویزون و اخمای در هم به سمت هال رفتم خودمو پرت کردم رو اولین مبلی که جلوم اومد . کل فکرمم همش دور و ور این زشت

بیریخت بی اعصاب میگشت . اصلا معلوم نیست چشه ..با من مشکل داره یا با خودش ؟ چرا همچین میکنه ؟ یه دقیقه آرومه . یه دقیقه

شیطونه ..یه دقیقه اخموئه ولی یه روز کامل بعدش وحشی ..اه بدم میاد از این مدل مردا ...

داشتم واسه خودم نطر میدادم که چجوری اخلاق این بشر بهتره ولی هنوز بحثش باز نشده دو لنگه پا با جورابای بوگندوش پرید وسط

افکارم ..

با صدای قدماش که خیلی محکم و مردونه برمیداشت کلمو چرخوندم سمتش ..همین که چشمم بهش افتاد دهنم 6 متر که چه عرض


romangram.com | @romangram_com