#دختر_بوکسور_پارت_100
کردم به نتیجه ای نرسیدم و تصمیم گرفتم اول ببینم تو کابینتا چی هست
اول از همه رفتم سمت یخچال همین که درشو باز کردم دهنم اندازه ی غار باز موند وایییییی نه .بد شانسی از این بیشتر آخه ؟
این چه وضعشه ..هیچی تو یخچال نبود . وسایل صبحونه رو هم مثل اینکه سفارش داده بود ..تنها چیزی که تو یخچال خودنمایی میکرد
دو بطریه ناقابل آب معدنی بود همین یعنی همچین حرسم گرفته بود که نگو دلم میخاست یخچالو با دیوار یکی کنم
درشو با شدت بستم که صدای بدی داد بیخیال رفتم سمت کابینتا .. اولی رو باز کردم دو سه تا ظرف و بشقاب ..بعدی رو باز کردم که
چند تا لیوان بود .. بعدی رو باز کردم خالی . بعدی خالی .. تو کشوها رو نگاه کردم ولی به جز قاشق چنگال و چاقو مگه پشه پر میزد اون
تو نه والله
اه .کشو رو محکم بستم و با اعصابی داغون نشستم رو صندلی هنوز دو دقیقه از نشستنم نگزشته بود که با صدای این زشته بیریخته دو
متر پریدم بالا
آرتا _ دیدی آخر سرم شد همونی که من گفتم ..آخه تو چرا اینقدر لجبازی ؟
_ چی ؟ من ؟ من کجام لجبازه ؟
آرتا _ سر تا پات
_ اصلنم نیست کی گفته
آرتا _ همه
romangram.com | @romangram_com