#دلتنگ_پارت_525
خدایا کی میتونه باشه؟هرچی فکرکردم از بین آشناها کی این شکلیه کسی به ذهنم نرسید اگرم کسی مد نظرم بود اون شخص توی تیمارستان نبود
به بسته نگاهی انداختم..یه نامه هم بود.بازش کردم
با دستخط خیلی بدی نوشته شده بود..انگار توانایی نوشتن رو نداشت اما هرجور بود میخواست بنویسه
نامه رو بازکردم..شروع کردم به خوندن:
برای خاطره..سلام خاطره..نمیخوام بگم کی هستم چون نمیشناسی..اون عکس هایی که دیدی سالها شده خوراک من..توی این سال ها با کسی صحبت نکردم اما بالاخره تصمیم گرفتم از درد و بدبختی هام به یکی بگم و از اونجایی که گفتم شاید فقط تو باشی به حرف هام گوش کنی خواستم بیای و بشنوی بدبختی هامو تا به من کمکی کرده باشی..لطفا کسی نفهمه..فقط خودت بیا..فردا صبح به این آدرس تیمارستان بیا..بگو زن عاشق میشناسن و میارنت پیش من
توی شک بودم!جریان چیه؟!زن عاشق؟مدام این کلمه رو توی ذهنم تداعی میکردم!زن عاشق کیه؟نکنه یه وقت از دوست دخترهای شهاب باشه!نه نمیتونم تحمل کنم..شایدم یه تله باشه از طرف مینا..باید حتما به شهاب بگم!نمیتونم ریسک کنم به قیمت جونمون
شب که اومد حتما بهش میگم!پاکت رو برداشتم و گذاشتم توی کشوی عسلی کنار تخت توی اتاق..تا شب موقع رسیدن شهاب خودمو به در و دیوار زدم تا زمان سپری بشه با کارهای بیهوده از قبیل ور رفتن با ماشین ظرفشویی..کلی غذا خوردن..دوش گرفتن و الکی زیر دوش آب موندن..آرایش کردن..کلی لباس عوض کردن که بالاخره صدای چرخیدن کلید توی قفل به گوش رسید..شهاب اومد بالاخره
سراسیمه رفتم سمتش و باهاش سلام کردم
با تعجب گفت_چته؟چیزی شده؟کلافه به نظر میای
نخواستم از الان سر بحث رو بازکنم واسه همین پریدم بغلش و گفتم_وااای عشقم مرسی..ماشین ظرفشویی عالیه..دستت درد نکنه
گونمو بوسید و گفت_قابل شمارو نداره..حالا خستم اجازه بده بیام داخل
ازش جدا شدم و رفت تا لباسشو عوض کنه..منم سریع واسش قهوه ای درست کردم تا بخوره مخصوصا تو این هوای سوزناکی که رو به سردی میرفت
لباسش رو عوض کرد و اومد نشست روی مبل..من هم فنجون قهوه رو گذاشتم جلوش و کنارش نشستم
من_شهاب باید چیزی رو بهت نشون بدم
شهاب_چیو؟
من_صبرکن الان میام
دستمو گرفت و گفت_اینارو ول کن بیا کارت دارم
با کلافگی گفتم_نه مسئله ی جدیه
نگاهشو ازم گرفت..فنجونو برداشت و گفت_برو بیار ببینم چیه!
بلند شدم و رفتم توی اتاق..اما قبل از اینکه بسته رو بیارم،به خودم تشر زدم که اون شوهرمه و من واسه یه بسته باید اینطوری کنم؟
romangram.com | @romangram_com