#دلتنگ_پارت_441


چکه های خون با هر قدمم،روی زمین چکه میکردن

وارد خونه که شدم،غنچه داشت از پله ها پایین میومد..با دیدن دستم هول کرد و سراسیمه اومد سمتم

_آقا دستتون..

دستمو عقب کشیدم و گفتم_من چیزیم نیست برو پایین خورد شیشه ها رو تمیز کن

و بدون منتظر جوابی از جانبش،رفتم بالا و روی تخت دراز کشیدم

نمیدونستم توی این اوضاع به کی متوصل شم!خودم؟خدا؟به کی؟

به خدایی که نمیدونم متوصل شدن بهش میتونه چه فایده یا ضرری برام داشته باشه!

برای اولین بار سعی کردم از خدا کمک بخوام..اونقدر تا خرخره توی گل گیر کرده بودم که به هرسنگی میزدم از این درد رها نمیشدم

چشم هامو بستم و زمزمه کردم

خدایا!من هیچی ازت نمیدونم..فقط میدونم میگن اونقدر بزرگی که هرکاری میتونی کنی..من آواره رو ببین..30 سال از عمرم رو با تباهی گذروندم..زندگیم پرشده از منجلاب..نمیدونم چکارکنم!تویی که واقعا خاطره قبولت داره،میخوام التماست کنم که زندگیمو تغییر بدی..با تلاش خودم..اونقدر داغونم که میخوام التماس کنم..التماست میکنم

چشم هام پر از اشک شده بود..نه مرد تو که اهل گریه کردن نیستی

اما دست خودم نبود..بالاخره بعد از سالها قطره اشکی از چشمم چکید..نه من نباید گریه کنم..نه

با عصبانیت از جام بلند شدم..رفتم سمت میز..هرچیزی که روز میز بود رو خالی کردم..با مشت محکم کوبیدم به آینه با همون دست زخمیم..آینه خورد خورد شد و باعث شد وضع دستم بدتر بشه..خون با شدت از دستم فواره میزد..بزار این دست بشکنه ولی دیگه حتی صورت خاطره رو هم لمس نکنه..

همونطور که بیشتر به شیشه میکوبیدم نعره کشیدم_دیگه خسته شدم..خدا لعنتت کنه شهاب..خدا همه رو لعنت کنه..خدا این زندگی رو لعنت کنه

در با شدت باز شد و شادی وارد شد

اومد سمتم و با ترس همونطور که سعی داشت جلومو بگیره گفت_داداش..قربونت برم آروم باش..داداش آروم باش

روی تخت نشستم و دستمو روی صورتم قرار دادم و همونطور فریاد زدم_دیگه نمیکشم..آخه این چه زندگیه که افتاده به جون من

شادی همونطور که گریه میکرد گفت_شهاب درد و بلات به جون خواهرت..چی شده؟بگو دردت چیه؟بخدا از جونم میگذرم تا کمکت کنم فقط تورو خدا عذاب نکش

کشیدمش توی بغلم و همونطور که موهاشو نوازش میکردم و اونم گریه میکرد گفتم_شادی دیگه نمیکشم بخدا..خسته شدم..نمیتونم عوض شم..هنوزم همون کثافتی هستم که با آشغال گری هاش همه چیزو نابود میکنه

شادی_خاطره؟مگه چکارش کردی؟

romangram.com | @romangram_com