#دلتنگ_پارت_362
_سلام آقا..اون مرده بود از طرف مینا خانم،
من_خب
_اعتراف کردن که دستور مینا خانمه..گفتن اگر که اینکارو نکنه مادربزرگشو میکشن
من_اوکی..ببین فقط حواست باشه یه وقت به گوش مینا نرسه که این پسر همه چیو رو کرده
_چشم آقا..فقط یه چیز
من_چی
_پدرتون همش میگن برم در مورد دختری که جدیدا اطرافتونه تحقیق کنم..شما میگید چکارکنم؟
من_بابام غلط کرده با تو..به تو چه آخه؟بشین سر جات بگو شهاب فهمیده بهم گیر داد
_ب..باشه آقا
گوشیو قطع کردم..این باز داره توی کارای من دخالت میکنه
روندم به طرف خونه
وقتی وارد شدم شادی و بابا سر میز شام بودن..رفتم و کنارشون نشستم
شادی_داداش حال خاطره چطوره؟
من_حالش خوبه
شادی_کجاست الان؟
با اخم گفتم_شامتو بخور
سرشو پایین انداخت و حرفی نزد
بابا_ به به آقا پسر ما بهش میخوره ایندفعه همه چی جدی باشه
بدون اینکه نگاهش کنم گفتم_واسه همینه که آدم میفرستی راجبش تحقیق کنن؟
با خنده گفت_زدی تو خال..بد نیست یکم بپرسیم ببینیم این خانم کین؟
romangram.com | @romangram_com