#دلتنگ_پارت_322
که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
سنگی در خرابه است؟
یا کلیدی در تاریکی؟
یا خدایی ست که از روز ازل ناپیداست...)
و تماس قطع شد..چشم هام گرد شد!!شهاب با رمزگشایی معما منو پیدا کرده؟
با بغض رو بهش گفتم_چطور منو پیدا کردی؟
شهاب_مینا با شعری که خوند کاملا به من فهموند که کجا رو میگه!اینجا آپارتمانی هست که مامانم پنهانی خریده بود واسه آینده ی ما..ولی نمیدونم چطور کلیدش دستش افتاده..حتما از توی گاو صندوق اتاق برداشته..مهم نیست دیگه
بدون توجه به اتمام بحث گفتم_و تو از کجا فهمیدی اینجارو میگه؟
شروع کرد به زمزمه ی شعر:
سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
romangram.com | @romangram_com