#دلتنگ_پارت_250


من_کیه دکترش؟

_آقای پورتاج..حسام پورتاج

هه اون پسره ی سوسول..یادمه حسام همیشه توی رقابت با من بود اما فکر نمیکردم توی رشت باشه

من_باید تحت نظر دکتر باشه..مخصوصا الان

سرشو انداخت پایین و حرفی نزد

رفتم سمت خاطره..باز تبشو چک کردم

روبهش گفتم_سر درد داری؟

همونطور که چشم هاش بسته بود گفت_آره

هر باز که که بگذره تشنج های بعدی حالو بدتر میکنه و امکانش هست بدتر شه

روبه مادرش گفتم_فعلا نمیتونه دارو یا آب بخوره..پند دقیقه دیگه میگح بهش یه لیوان آب بدن بخوره..سریع ببریدش پیش یه دکتر دیگه

با تعجب گفت_شما از کجا میدونید؟

شادی به حرف اومد_داداشم جراح مغز و اعصابه

روبهم گفت_ این خیلی خوبه..مشکلی نیست به خودتون مراجعه کنیم؟

من_نه..پس،فردا یه سر بیاید بیمارستان

_مطب ندارید؟

من_نه چون برای مدت کمی اینجا اومدیم مطب نگرفتم فقط واسه عمل میرم بیمارستان

سرشو تکون داد و گفت_باشه حتما..آدرسو بعد از شادی جان میگیرم

سر تکون دادم و حرفی نزدم

روبه خاطره گفتم_همه چیز یادت میاد؟

سرشو به علامت آره تکون داد

romangram.com | @romangram_com