#دلتنگ_پارت_187


انگار این حرف ها رو داشت به کس دیگه ای میزد

سینا_منصوری اسم عشقت چیه؟

عشقم؟حتما منظورش اون دختره!!اسمش چی بود؟آهان خاطره

من_خاطره؟

سینا_به به زدی تو خال بعد بگو من دروغ میگم

دستامو مشت کردم..میدونستم داره دروغ میگه

من_چرا زر الکی میزنی؟

سینا_صبرکن...دهنشو باز کنید

و در پی اون صدای خاطره به گوش رسید_شهاااااب

باورم نمیشد..اون عوضی آخر کار خودشو کرد..کثافت پست

بلند فریاد کشیدم_آشغال چکار اون داری؟طرف حسابت منم..ببینمت بخدا گردنتو خورد میکنم سینای بی شرف

سینا_نشونت میدم شهاب..فکراتو کن تا یک ساعت دیگه خبرم بده.اگر تصمیم گرفتی پول بدی که هیچ اگر نه که اول از وجود این خانم کوچولو یکم لذت میبرم بعد خلاصش میکنم

و گوشیو قطع کرد..بلند داد کشیدم و چند بار مشت به دیوار کوبیدم

مینا و شادی و فاطمه سریع اومدن

مینا_چی شده شهاب؟

دستی توی موهام کشیدم..خدایا من چکارکنم!

رو به شادی محکم و بلند گفتم_بابا شرکته؟

ترسیده بود..سرشو تکون داد

من_آدرس دوستت بهارو بده

شادی و مینا هردوشون با این حرفم تعجب کردن

romangram.com | @romangram_com