#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_53
. نخیرم من که عاشقت نیستم
خندید و به شوخی گفت
. پس عمه من بود دو دیقه پیش اصرار داشت شبیه عروس های مورد قبول خانواده مون باشه تا ...
دستم جلوی دهانش گرفتم تا بقیه حرفش رو نزنه و با جیغ جیغو ترین صدای ممکن گفتم
. میکشمت آدرین ... میکشمت
دست آزادم رو مشت کردم تا کتکش بزنم اما سریع با دو تا دستش دستم رو گرفت و منو به سمت خودش کشید و من توی بغل سرد و یخی اش افتادم با خنده دستاش دورم حلقه کرد و من رو توی آغوشش اسیر کرد و با خنده خوند
. افتادی تو دام عاشقی نفهمیدی نفهمیدی
. گم شو پسره منحرف ... ولم کن میخوام برم
خنده ای کرد و گفت
. اول اعتراف کن عاشقمی
با حرص گفتم
. هیچم ... تو عاشق منی دلت نمیاد ازم دل بکنی اصلا تو چی داری که عاشقت بشم
یه ابروشو بالا انداخت و همون طور که یکی یکی انگشتاشو بالا میاورد و میشمرد با حالت بامزه ای گفت
romangram.com | @romangram_com