#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_137
.بعله حتما
رو به استاد گفت
.میشه لطف کنید هم تختیای اون روز منو خبر کنید برای شهادت
دکتر با لبخند همیشگیش گفتم
.متاسفم اقای اردکام اما اصرار بیمارا پیش بیمارستان محفوظه برای چنین مسائلی نمیتونیم مزاحم کسی بشیم خلاف قانون
بادش خالی شد اما صورتش سرخ تر غرید
.اصلا منه احمق بگو اومدم پیش کی شکایت معلومه طرف همکارتونید میرم شکایت اصلیمو میکنم
بلند شد و از در اتاق زد بیرون و در محکم بهم کوبید
پوفی کشیدم و از ایتاد اجازه مرخصی خ استم که گفت
.بشین دخترم بات صحبت دارم
دومرتبه سرجام نشستم و گفتم
.بفرمایید در حدمتم
. یه پیشنهاد عالی برات دارم از اون پیشنهادا که با یه تیر چند نشون میشه زد
romangram.com | @romangram_com