#دلهره_پارت_178
منکه مدام با سهراب هستم میفهمم که هنوز به مهتا فکر میکنه و براش زندگی اون دختر با اهمیته.سوال پرسیدن هاش...کنجکاوی هاش.نمیتونست بی دلیل باشه .
نیم ساعتی نگذشته بود که ساغر شروع به خمیازه کشیدن کرد.دوست نداشتم اینقدر زود بخوابه ، برای همین سر صحبت و باهاش باز کردم.
_امروز مامانم بهت زنگ زد؟
_نخیرم.ماشالا اینقدر سرشون به عروس بزرگ گرمه که مارو یادش رفته.
موضوع خوبی رو برای پروندن خواب از سرش انتخاب کرده بودم.
_میدونی همه اینا تقصیر کیه؟
با چشم های خواب آلود اما هوشیار نگاهم کرد
_اون سهراب ِ گور به گوری!!
منهم میخواستم همین و بگم که خودش با حرص دونه های انگور و توی دهنم میچپوند.
_اگه اون سهرابِ گور به گوری تویی که دو سال همکارش بودی و همون اوایل آورده بود خونه ی ما.تو من و زودتر میدید دیگه نه من یه سال واسه کنکور درس میخوندم نه تو دوسال بی ساغر میموندی.بعدم با با این تقریبا نه ماه میشد نزدیکای سه سال ...دیگه ما قسط و قرضمون تموم شده بود میتونستیم بچه دار شیم.
با تموم شدن جمله ی آخرش ضربه ای به میز زد و با ناراحتی از روی تخـ ـت بلند شد.
_اینقدر نخند وقتی من عصبانیم.
سعی کردم بی صدا بخندم.
_دختر عموی مامانت اون روز که خونتون بودم منو دید...فکر میکنی به یلدا چی گفته بود؟؟
قید تایپ کردن و زدم و صندلی و به سمت تخـ ـت برگردوندم.لبه تخـ ـت نشسته بود و کاسه ی چه کنم چه کنم دست گرفته بود!
_چی گفت؟
_به یلدا گفته بوده این زن عطا چون چاقه نمیتونه حامله بشه؟!
جدی جدی صداش داشت ناراحت میشد...یه جوری غصه دار.
_یلدام گفته بود خودشون نمیخوان بچه دار بشن.ولی باز زنه گفته بوده که من یه دکتر خوب سراغ دارم.
به حرف های خاله زنکی خندیدم اما ساغر بیشتر عصبانی شد.
_عطا به خدا مجبورت میکنم شب رو مبل بخوابیا.
_خب عزیزم.اونا قدیمین...قدیمیا سر یه سال یا خانومه فارغ میشد یا حامله.خود یلدا و عارف چند سال از ازدواجشون میگذره تازه دارن صاحب بچه میشن.
با لب های آویزون و صورت درهم گفت
_یلدا مشکل داشته حامله نمیشده.چه ربطی داره؟
_راست میگی.خب ...
خواستم یه مثل دیگه براش بزنم که روی تخـ ـت دراز کشید و گفت
_حوصله حرف زدن ندارم.از اولم نباید تو رو انتخاب میکردم.یه خانومه روانشناس تو تلوزیون میگفت سن شوهراتون باید تو دهه ی سنی خودتون باشه.یعنی اگه تو متولد 74 هستی باید اون آقام تو همون دهه باشه.یا اگه 69 یی هستی اونم مثلا دیگه 60 باشه. من و تو حرف همو نمیفهمیم.
@romangram_com