#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_90


صبح وقتی بیدار شدم حامی هنوز خواب بود نگاهی به قیافه ی توی خواب حامی انداختم توی خواب هم اخمی وسط ابروهاش بود ... دستم اروم روی موهایی که روی پیشونیش ریخته بود کشیدم ... اهی کشیدم و چشم از حامی برداشتم دست و صورتم و شستم یه لباس مناسب پوشیدم رفتم روی تراس اتاق نگاهی به شهر زیبا و سرسبز کیش انداختم . آهنگ در آغوش تو از آشاویر و پلی کردم دستم و به لبه های نرده ی تراس گرفتم صدای اهنگ تو تراس کوچک اتاق پیچید ....



در آغوش تو میمیرم



در آغوشی که از گرمی تنت سوزم



در آغوش که از ضرب قلبت نغمه ها سازم



در آغوش تو میمیرم



در آغوشی که با رغم خزان ها سبز و گل پوشم



در آغوشی که از احساس لرزش های رویایی مدهوشم




romangram.com | @romangram_com