#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_78
با صدای لرزونی گفتم : با ترانه بیرون بودیم
داد زد تو غلط میکنی بدون اجازه ی من بیرون میری کی به تو گفتی می تونی تنها تا این موقعه شب بیرون باشی مگه تو بی صاحابی
توی همین گیرو دار صدای گوشی من کم بود ... همینطور زنگ می خورد
پوزخندی زد و گفت : چرا برنمیداری لابد ترانه کارت داره
شماره نشناس بود اروم گفتم : بله
صدای مردانه و ضمختى گفت : ایدا
با هول و به تندى گفتم : اشتباه گرفتین و قطع کردم
نگاهم که به چشمای برزخی حامی افتاد قالب تهي کردم
- خوب ترانه چرا انقدر زود قطع کرد .. من و چی فرض کردی حالا کارت به جایی رسیده که راحت تا نصف شب با دوست پسرت بیرون میری و اون هم راحت بهت زنگ میزنه، باید میدونستم شما خانوادگی خائن هستین
با تعجب گفتم : این حرفا چیه اشتباه گرفته بود امکان داره برای هر کسی پیش بیاد
- خفه شو سوگند فقط خفه شوووو شهباز امروز برگشته میگه شماره این دختره رو بده ، ازش خوشم اومد ، شايد به خواستگاریش برم
-با بغض گفتم : من فقط با ترانه به برف بازی رفته بودم بعدش به اصرار دوستاش براي شام بیرون رفتيم ،،تو باید به اون دوستت میگفتی من زنتم ، زنت . همين طور اشکام روی صورتم روان شد
- اره دیگه برای خودت برو خوش بگذرون پیش خودتم بگو گور بابای حامى، اصلا حامی سیري چند، به ریشمم بخند، ما که زن و شوهر نیستیم، چقد باید بی غیرت باشم که دوستم راس راس بیاد و ازم شمارتو بخواد
- تقصیر منه ؟؟؟ حامی
romangram.com | @romangram_com