#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_289
مامان صورتمو اصلاح کرد و ابروهامو
مرتب کرد یه لباس راحتی اما شیک تنم
داد و بعد از شام خوردن داروهامو داد
روی تخت کنار حامی دراز کشیدم. سرمو
روی بازوی حامی گذاشتم. حامی روی
موهامو بوسید و دستشو دور کمرم حلقه
کرد
__حامی قضیه پرند چی شد؟؟پروندت؟؟
__همه چیز درست شد عزیزم، پرند
اعتراف کرد از همون روزی که از خونه
بیرون انداختمش میخواسته کاری انجام
بده و همون روز که ما از خونه رفتیم
بیرون ما رو تعقیب میکرده، تا وقتی که
از رستوران بیرون اومدیم اون بچه ی
بی گناه رو از پدر معتادش خریده بوده
romangram.com | @romangram_com