#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_261

- برم دوش بگیرم

- برو عزیزم

حامی رفت سمت اتاق منم به سمت

آشپزخونه رفتم ،ظرف میوه رو از توی

یخچال برداشتم زیر چایی رو روشن کردم

تو اتاق داشتم

لباسامو عوض میکردم

- سوگند اینجایی

- بله عزیزم

- اون حوله منو بده

- باشه، الان

حوله حامی رو برداشتم رفتم پشت در

دستمو دراز کردم -حامی جان حوله ات

یهو مچ دستمو گرفت، منو تو حموم كشيد

یه جیغ کشیدم ،چشامو بستم

romangram.com | @romangram_com