#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_200


منو روشن کرد ، دو روزی که بی هوش

بودی برام مثل چند سال گذشت ، وقتی

میومدم خونه اما تو نبودی حالم بدتر

میشد، داشتم از دست میدادمت ،ولی

نمیدونستم چیکار کنم، مامان و ترانه

همیشه از خانومیت حرف میزدن ،اما من

پیش خودم پوزخند میزدم و میگفتم

خودشیرینه ، تو یهویی نیومدی توی

قلبم تو ذره ذره قلبم و تسخیر کردی

میدونم بهت بد کردم اما پشیمونم

میخوام از اول شروع کنیم ، من و تو ما

بشیم و زندگیمونو بسازیم فقط بگو

توام منو دوست داری سوگند

دستامو گرفت، خیره نگاهش کردم،


romangram.com | @romangram_com