#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_188
با ترانه به خونه ما رفتیم تو راه بودیم
که گوشی ترانه زنگ خورد ,ترانه
گفت:تو راهیم باشه اومدیم
وقتی قطع کرد گفتم:وای ترانه حامی بود چرا به خودم زنگ نزد
-کاریت نداره بابا گفت:کجایین انگار جایی قرار داره
بادم خوابید,حتما پیش پرند میره تازه
یادم اومد امشب تولدم بود اهی کشیدم دیگه چیزی نگفتم
ترانه جلو خونه نگهداشت هرچی اصرار
کردم داخل نیومد و گونه ام رو بوسید و
گفت خودتو ناراحت نکن خشکله و رفت
با کسلی کلید انداختم وارد حیاط شدم
نگاهی به جای خالی ماشین حامی
انداختم,چراغا همه خاموش بودن,دیگه
واقعا میخواست اشکم در بیاد با بی
romangram.com | @romangram_com