#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_181
کردسرموعقب برده بودم، روى صورتم
خم شد ولبهای گرمش را روی
لبهام گذاشت وباحرارت همديگر رابوسیدم ، دستمودورگردنش
حلقه کردم ومنم همراهیش کردم بعداز
چنددقیقه لبهاشوازروی لبهام ، برداشت
پیشونیشوچسبوندبه پیشونیم گفت:دیگه بدون
اجازه من جایی نمیری فهمیدی
چشماموبازوبسته کردم ولب زدم هر چى تو بگى ، باشه
روزهاازپی هم می گذشت ، درسته كه حامی
آشكارا نگفته دوستم داره ، اماازحرکاتش و نگاهش می فهمیدم دوستم داره
شایددودل بوداماهنوزم خیالم راحت
نشده بوداحساس می کردم پرند این
وسط باشه واین بيشتر آزارم میداد.......
توی سالن نشسته بودم و داشتم تی وی نگاه میکردم
اما ذهنم مشغول بود دلم شور سوگل را ميزد ،
romangram.com | @romangram_com