#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_175
پوزخندی زدم و گفتم:چرا از من معذرت
میخوای تو غرور حامی رو شکستی
باعث شدی دیدگاهش به زن ها عوض
بشه...فقط یه سوال دارم شما وقتی همو
دوست داشتین چرا پای من و حامى رو وسط کشیدید؟!
بالاخره سهراب سکوت رو شکست
گفت:تو هرچی بگی من بهت حق میدم
من و سوگل فقط برای اینکه سوگل
شرط کردبرای زندگی خارج بریم ومن
قبول نکردم ازهم جداشدیم و وقتى
حامی به خاستگارى سوگل اومد منم از
لجش اومدم خاستگاری توتا بسوزونمش
ولی چندروز بعدش پشیمون شدم ، همه
اش می خواستم بهت بگم اما روم نشد
تااینکه كارت عروسى سوگل رو دیدم و
romangram.com | @romangram_com