#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_168
عمر زندگی با عزت بود و بوسیدم گفتم
: چه خوبه كه هستی مامانی ، دوستت دارم
سرمو بوسید و گفت : فکری به حال
قلبت کن مادر ، تا خیالم راحت بشه
- قلبم خوبه تازه آنژيو كردم ، فقط نباید
استرس و اضطراب داشته باشم
اینطوری کمتر نیاز به پیوند قلب دارم ..
ظهر با مامان و مامان جون قرمه سبزی خوردیم و
کلی خوش گذشت و البته
زن عمو و سوسن هم ناهار کنار ما بودن در کل روز خوبی بود
بعد از ظهر بود که زنگ در بلند شد
میدونستم حامی اومده دنبالم ،.....
مامان رفت تاحامی رو تعارف کنه بیاد
داخل ،نگاهی توی ایینه ی اتاق به خودم
romangram.com | @romangram_com