#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_146
بوسید گفت : زود خوب شو
میخواستم بیام بیرون از بغلش که با
صدای خشدارش کنار گوشم زمزمه کرد:
چند دقیقه همين جا بمون دلم عطر تنتو میخواد سوگندم
- میگم ميشه امشب من و تو ، توى اتاق مشترکمون
بخوابيم ، بی تو خوابم نمیبره
سرمو بلند کردم و جدی گفتم : قرار شد تنها باشم
نگاهی به صورتم انداخت با صدای
دلگیری گفت : تو که سنگدل نبودی
سوگند .... باشه هرچی تو بگی
تو دلم لبخند پیروزمندی زدم گفتم : حالا حالاها باید له له بزنی همسر عزيز و مغرورم
هوای بهاریم مثل دل ما آدما یه دقیقه
صاف و افتابی و لحظه ای بارونی ابری
نه به هوای صاف بعد از ظهر و نه به
romangram.com | @romangram_com